صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

 

شبنمی آهسته از چشمان برگ

می چکد بر دامن رنگین خاک

گل می افشاند به چشم آفتاب

نازخندی خوابناک

ناگهان از جای می خیزد نسیم

شاد می رقصد میان خاکسار

گفتگویی نرم می رسد به گوش

“هان بهار…

آری بهار…”

 

 ورقی زد بر دفتر هستی و صفحه‏ای تازه گشوده شد، برگی سفید در برابرمان نهاد تا هر آن‏چه شایسته است بر آن نقش نهیم.

نوروز قصه آمدن این نقش‏هاست.

نقش‏هایتان زیبا و ماندگار در صحنه زندگی....

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین