صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

از قدیم گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست. بد نیست با هم نگاه گذرایی به آغاز بهار 91 بندازیم؛
آدم هر چی به مغزش فشار میاره رابطۀ بین کهریزک و سازمان تأمین اجتماعی رو درک نمی کنه! شاید با کمی مسامحه بشه گفت وجه اشتراکشون اینه که بعضی از کهریزکی ها بیمه تأمین اجتماعی بودن و دلیل انتصاب مرتضوی هم به ریاست سازمان تأمین اجتماعی همینه. به قول عادل فردوسی پور آدم از دست بعضیا باید سرشو به میز بکوبه! آخه تجربه دادستانی تهران و گرفتن اراذل و اوباش و تنبیه خلافکارای سابقه دار و کیف قاپ و جیب زن و... چه ربطی به تأمین اجتماعی و بیمه و دوا و درمون و... داره؟
اوضاع انقدر جالب شده که از اون طرف یه عزیز وقت شناس، عید نوروز رو با شب یلدا اشتباه گرفته و هول هولکی به فکر رابطه برقرار کردن با آمریکا افتاده. یکی نیست بگه بزرگوار! شما که حس نوستالژی قوی داری و هوس کردی خاطره بازی کنی، حداقل خاطرات سال 88 و انتخابات ریاست جمهوری رو تعریف کن تا نسل سومی ها هم یه چیزایی دستگیرشون بشه.
شب عیدی یه اتفاق جالب دیگه هم افتاد؛ بعد از ابتکار دورکاری که قبلا رونمایی شده بود، این دفعه مردم شاهد شب کاری بودن؛ چون شب خوابیدن، صبح بلند شدن دیدن شبونه 28 هزار تومن واریز شده به حسابشون. جالبتر اینکه نه میتونن بهش دست بزنن نه میدونن مرحمتی واریزی واسه یک ماهه یا دو ماه؟!
البته به استثنای بخت برگشته هایی که قرعه پیامک «خودانصرافی» به نام خودشون و خونواده هاشون دراومده بود.
آمریکاییام که توی این تعطیلات نوروزی، از ما تعطیل تر بودن. انگار خودشونم نمیدونن چی میخوان. یه روز میگن غنی سازی نکنید. فرداش میگن غنی سازی 20درصدی رو بکنید 3.5 درصد، خیرشو ببینید. باز دوباره کک میفته تو پاچه شون به پارچین گیر میدن. بعد پیشنهاد میدن بیایید از خودمون سوبله چوبله بخرید. تازگیام که گفتن انرژی هسته ای حق مسلم شماس به این شرط که از حق مسلمتون چشم پوشی کنید!
مردم آمریکا چه گناهی کردن که اینقدر باید از دست سیاستمدارای زبون نفهمشون حرص بخورن و خجالت بکشن؟!

نوشته شده در یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین