صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی


بسم‌الله الرحمن الرحیم
این هفته در حالی به پایان می‌رسد که سفر رهبر معظم انقلاب به خراسان شمالی آغاز شده است. از آنجا که سفرهای رهبری به استان‌های مختلف کشور همواره منشأ آثار مثبت برای حل مشکلات مردم است، این انتظار وجود دارد که آشنائی رهبر انقلاب با مشکلات مردم خراسان شمالی در حل این مشکلات اثر داشته باشد. علاوه بر این، در شرایط حساس کنونی، حضور رهبری در جمع مردم این استان فرصتی است تا ایشان یکبار دیگر مواضع نظام جمهوری اسلامی را درباره مسائل مهم داخلی، منطقه‌ای و جهانی بیان کنند و با تشریح این مواضع به بسیاری از سئوال‌ها جواب بدهند و بسیاری از ابهام‌ها را برطرف نمایند.
درباره این سفر نکته مهمی که لازم است مورد توجه قرار گیرد، همان تذکری است که رهبر معظم انقلاب در روز آخر سفرشان به کرمانشاه بیان فرمودند. آنجا که گفتند:"من یک گلایه کوچکی هم دارم، چند روز است منتظر فرصتی بودم که این گلایه را هم عرض بکنم. آن گلایه این است که من وقتی توی خیابانهای کرمانشاه رفتم، دیدم به شکل غیر متعارفی عکس‌های بزرگی از چهره این حقیر در مسیر نصب شده - به افراط،‌به اسراف - حتی به نظرم در راه پاوه که می‌رفتیم، من دیدم در بعضی جاها توی جاده هم عکس نصب کرده‌اند، چرا؟ این همه عکس! این کار چند تا اشکال دارد:‌یکی اینکه اینها هزینه براست، خرج دارد - من اطلاع دارم، می‌دانم - و کاری است کاملا غیرلازم. با هزینه سنگین،‌خب، این توجیهی ندارد. ثانیاً این نحوه کارکردن و عکس زدن و تبلیغ‌های اینجوری مناسب وضع ما و شأن نظام جمهوری اسلامی و شأن طلبگی ما نیست، اینجور کارها مال دیگران است. کار ما بایستی با بساطت و سادگی پیش برود. اینجور کارهای رنگ و لعاب‌دار، متناسب باوضع ما نیست، و البته از لحاظ فنی هم کسی نگاه کند، اینها ضد تبلیغ هم هست. حالا اگر کسی هم میخواهد واقعاً یک محبتی بکند، اینها کارهایی است که خیلی تاثیر ندارد، تاثیرات عکس هم دارد. به هر حال من گلایه‌مند شدم، منتها ندانستم که به کی باید این گله را بگویم، کدامیک از دستگاههای مختلف در این زمینه دست‌اندرکار بودند و آنها این فکر را، این عمل را، این اقدام را کردند،... به هر حال اینجورکارها خوب نیست. این را همه دوستان،‌مسئولان و همکاران بدانند، این سبک کارکردن و تبلیغات این شکلی، باب انقلاب و نظام اسلامی نیست..."


این تذکر مهم رهبر انقلاب از آنجا اهمیت مضاعف می‌یابد که این روزها با توجه به افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، اثر سوء این قبیل هزینه‌ کردن‌ها بازتاب گسترده‌تری نسبت به قبل خواهد داشت.
در هفته جاری، همچنین شاهد آزادی امدادگران هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران که در تاریخ 9مرداد ماه در کشور لیبی به گروگان گرفته شده بودند، بودیم. این آزادی نتیجه تماس‌ها و مذاکرات فشرده رسمی و غیررسمی با مراجع لیبیایی و نیز مقامات محلی شهر بنغازی بود و در نهایت منجر به بازگشت 7 امدادگر ربوده شده ایرانی در لیبی پس از 65 روز اسارت به کشور عزیزمان گردید. این موفقیت، امیدها را برای آزادسازی گروگان‌های ایرانی دربند مخالفان دولت سوریه نیز افزایش داده است. بعد از آزاد شدن گروگان‌های ایرانی در لیبی، تلاش مسئولان کشورمان برای آزادسازی گروگان‌هائی که در سوریه در اسارت قرار دارند نیز افزایش یافته هرچند تهدیدهای گروگان‌گیران نیز افزایش یافته است.
هفته جاری یک بار دیگر شاهد استیضاح نافرجام یکی از وزرای دولت دهم بودیم. هر چند این استیضاح نیز مانند استیضاح‌های قبلی حرف و حدیث‌های فراوانی در پی داشت، اما اتفاق تامل برانگیزی که این بار در مجلس روی داد،‌خارج شدن استیضاح از دستور جلسه مجلس، آن هم در زمان انجام استیضاح به دلیل پس گرفته شدن یک امضا از سوی جمع نمایندگان استیضاح کننده به بهانه اولویت بخشیدن به مسایل اقتصادی بود! این عمل البته باواکنش‌های اعتراض‌آمیز نمایندگان، اصحاب رسانه وبسیاری از سیاسیون کشور مواجه گردید و عده زیادی نحوه عمل مجلس در این استیضاح را موجب پائین آمدن شأن مجلس دانستند.
رویداد مهم دیگر هفته جاری، مطرح شدن طرح توقف اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها بود. روز یکشنبه این هفته، یک فوریت این طرح تصویب شد ولی دولت اعلام کرد با این مصوبه مخالف است و هدفمندی در نقطه‌ای بی‌بازگشت قرار دارد. روز چهارشنبه قرار بود نمایندگان مجلس این طرح را مورد بررسی قرار دهند ولی در مجلس اعلام شد قرار است طرح یک فوریتی توقف اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها پس از بررسی در کمیسیون مربوطه به صحن علنی مجلس آورده شود.
در موضوعات خارجی هفته، تلاش‌های جبهه ضد سوریه به سردمداری دولت آنکارا برای تحمیل جنگ به سوریه در صدر خبرهای هفته قرار داشت. این هفته دولت ترکیه با دستاویزقراردادن حادثه مشکوک سقوط چند خمپاره به خاک خود، حملات تبلیغی خود علیه دمشق با هدف زمینه‌سازی برای جنگ را در حد وسیعی آغاز کرد. در این میان، رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه که چرخش سیاستهای وی در یکسال اخیر و همسوشدن این سیاستها با مواضع آمریکا و اسرائیل و ارتجاع عرب مایه شگفتی ناظران و تاسف مسلمانان شده است در شیپور جنگ با سوریه دمید. اردوغان در این راستا حتی به طور شتاب‌زده تایید نمایندگان هم حزبی‌اش در مجلس ترکیه را برای جنگ علیه سوریه گرفت. حادثه سقوط خمپاره در خاک ترکیه که می‌توانست و می‌تواند در فضای تدبیر، آرامش و مذاکره با دولت سوریه مورد بررسی قرار گیرد بهانه‌ای شده است تا اردوغان بر طبل جنگ بکوبد. در حالیکه اردوغان سه‌شنبه گذشته خواستار آن شد که ملت ترکیه برای جنگ آماده باشند، همزمان، دبیرکل ناتو تاکید کرد که از ترکیه در جنگ احتمالی با سوریه حمایت می‌کند. مجموعه این تحولات،‌ تردیدی نمی‌گذارد که توطئه جنگ علیه سوریه، طرحی است که توسط غرب به سرکردگی آمریکا تهیه گردیده و ترکیه مامور اجرای آن شده است.
جمعه گذشته در اردن، دهها هزار نفر به دعوت احزاب اسلامی به خیابان آمدند و طی تظاهراتی گسترده، سقوط رژیم پادشاهی این کشور را خواستار شدند. این نخستین بار در اعتراضات دو ساله اردن است که تظاهرکنندگان علنا خواستار سقوط رژیم شاه عبدالله می‌شوند. تا پیش از این، خواسته‌های تظاهرکنندگان در چارچوب اجرای اصلاحات بوده است. گروههای مخالف تهدید کرده‌اند که تظاهرات روزانه و بی‌وقفه‌ای از ماه آینده به راه خواهند انداخت. واقعیت این است که رژیم اردن از دو سال قبل و از زمان آغاز قیام‌های مردمی در کشورهای عربی تلاش کرد خود را از این توفان دور نگاهدارد. شاه اردن در این باره به احزاب مخالف، ولو به صورت محدود، حق فعالیت سیاسی داد و کوشید آنها را از رویارویی با رژیم دور نگاهدارد. با اینحال تحولات اخیر نشان می‌دهد که توفان انقلاب به اردن نیز رسیده است و شاه اردن چاره‌ای ندارد جز اینکه به جمع شدن بساط تخت و تاج شاهی بیندیشد و خود را برای وداع با قدرت آماده سازد.
این هفته، بحرین بار دیگر شاهد برگزاری تظاهرات گسترده ضدرژیم بود و هزاران نفر از مردم این کشور، علیرغم تدابیر شدید امنیتی، به خیابانها آمده و علیه رژیم آل خلیفه شعار دادند. ملت بحرین پس از گذشت نزدیک به دو سال همچنان با شور انقلابی روزهای نخستین، به تظاهرات و اعتراض ادامه می‌دهند. این موضوع مؤید این واقعیت است که تمامی تدابیر رژیم بحرین برای متوقف‌ساختن انقلاب ملت بحرین، ازجمله استمداد از نیروهای سرکوبگر عربستانی، به شکست انجامیده است. رژیم آل خلیفه اکنون پایگاه مردمی ندارد و تنها با حمایت‌های عربستان و دولتهای غربی است که سرپا مانده است. قطعا رژیم پوسیده آل خلیفه توانایی مقاومت در برابر اراده تسلیم‌ناپذیر مردم بحرین را ندارد و در آینده‌ای نه‌چندان دور، سران دیکتاتور بحرین نیز باید سرنوشت همتاهای ساقط شده خود در دیگر کشورهای عربی را تجربه کنند.
این هفته، انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا برگزار شد که در آن هوگو چاوز، رئیس‌جمهور فعلی این کشور پیروز گردید. با این حساب، چاوز برای یک دوره شش ساله دیگر قدرت را در ونزوئلا دردست خواهد داشت. این موضوع بلافاصله با واکنش آمریکا مواجه شد و مقامات کاخ سفید نتوانستند نگرانی خود را از نتیجه انتخابات ونزوئلا و تداوم حکومت چاوز ابراز نکنند. ونزوئلا به همراه چند کشور آمریکای لاتین،‌ جبهه‌ای ضدآمریکایی در این منطقه تشکیل داده‌اند که این موضوع ناخشنودی و نگرانی واشنگتن را در پی داشته است. علیرغم تلاش‌های آمریکا، این جبهه ضدآمریکایی روز به روز در آمریکای لاتین قدرتمندتر و گسترده‌تر‌ می‌شود و طبیعی است که پیروزی مجدد چاوز این جبهه را قدرتمند‌تر و در نتیجه نگرانی آمریکا را تشدید نماید.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین