صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

مقاله ای از روزنامه فرهیختگان

شعار جدایی دین از سیاست، حربه اساسی دشمنان اسلام در زمان گذشته و حال بوده است؛ حربه‌ای که استعمار سعی کرد با توسل به آن به اهداف پلید خود برسد.   این مساله ضربه زیادی بر اسلام و مسلمانان وارد و امت مسلمان را با زوال و انحطاط روبه‌رو کرده است. در نتیجه جدایی دین از سیاست، اسلام با ورطه‌های خطرناکی روبه‌رو شد. بعضی از اثرهای سوء آن را به صورت چند نکته مهم و اساسی بیان می‌کنیم.
  
۱- نابودی ملت‌ها
دشمنان اسلام با حیله و ترفندهای مختلف مسلمانان را با انواع مشکلات و مسائل روبه‌رو کردند و آنها را به خواب غفلت و بی‌خبری فروبردند؛ آنهایی را هم که نتوانستند با وسایل مادی از میدان و صحنه عمل خارج کنند با فریب تقدس و حرمت منزوی کردند و سپس به غارتگری در جوامع اسلامی و تسلط و غلبه بر آنها پرداختند. امام خمینی(ره) در این‌باره می‌فرمایند:


«چپاولگران حیله‌گر کوشش کردند به دست عمال به اصطلاح روشنفکر خود، اسلام را همچون مسیحیت منحرف به انزوا کشانند و علما را در چارچوب مسائل عبادی محبوس کنند و ائمه‌جماعات را در مساجد و محافل عقد و ازدواج منزوی و مقدسین از توده را سرگرم ذکر و دعا و جوانان عزیز را سرگرم عیش و نوش، از صحنه امور سیاسی و اجتماعی و اهتمام به امور مسلمین و گرفتاری بلاد اسلامی خارج نمایند و در این امر توفیق بسزایی پیدا کردند و از این جهالت و غفلت ما سوءاستفاده کردند و بلاد مسلمین را یا مستعمره خویش نمودند یا به استثمار کشیدند و بسیاری از سلاطین و حکام مسلمین را استخدام نموده و با دست آنان ملت‌ها را به استضعاف و استثمار کشاندند و وابستگی و فقر و فاقه و پیامدهای آنها گریبانگیر توده‌های دربند شد.» (صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۸۹)
۲- محدودشدن فقه
دشمنان ما خیلی زرنگ هستند، آنها سعی می‌کردند که علمای شیعه را همچون رهبران مذهبی مسیحی به زنجیر بردگی و غلامی بکشند یا اینکه آنها را در مشت خود نگه دارند. به عبارتی دیگر آنها تلاش می‌کردند نفوذ علما را بی‌اثر یا فعالیت‌های آنها را با شکست مواجه کنند که در این راه تا حدی به موفقیت‌هایی دست یافتند. چنانچه امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاه غرق‌شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت کند... .» (همان، ج ۲۱، ص ۲۷۸)

۳- غفلت از احکام سیاسی اسلام و به فراموشی سپردن آن
این یک امر کاملا مسلم است تا زمانی که دایره فعالیت و میدان عمل محدود است، بسیاری از مسائل هم به فراموشی سپرده می‌شود و رفته‌رفته چنین به نظر می‌آید که در واقع چنین باب‌هایی در فقه وجود نداشته و به مشکل می‌توان احکام آن را قبول کرد؛ بنابراین توطئه‌ای خطرناک‌تر از این نمی‌توان تصور کرد. امام خمینی(ره) با ذکر این موضوع می‌فرمایند: «تقریبا اکثر ابواب فقه کنار گذاشته شده بود، عملا تو کتاب‌ها نوشته شده بود و کنار گذاشته شده بود و اکثرا آیات قرآن هم کنار گذاشته شده بود. قرآن را می‌خواندیم و می‌بوسیدیم و می‌گذاشتیمش کنار. آیاتی که مربوط به جامعه بود، آیاتی که مربوط به سیاست بود، آیاتی که مربوط به جنگ بود، آیات زیادی که اکثر آیات مربوط به این مسائل است، اینها را منسی[(فراموش)] کرده بودیم؛ یعنی ما را وادار کرده بودند که منسی باشد.» (همان، ج ۱۵، ص ۱۱)

۴- رویه منفی سیاسی با عالم دین
امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «مساله جدابودن دین از سیاست، مساله‌ای که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند، حتی بر ما هم متشبه کردند! حتی کلمه آخوند سیاسی یک کلمه فحش است در محیط ما! فلان آخوند سیاسی است.» (همان، ج ۶، ص ۴۱) واضح است که امام خمینی(ره) درباره احیای مسائل دینی و حقایق مذهبی بیشتر از همه، علما را مخاطب قرار داده‌اند و این دو دلیل دارد: یکی اینکه دشمنان از طریق علما موفق شده‌اند به اسلام و مسلمانان ضربه بزنند و دوم اینکه مسلمانان همیشه به حرف علما گوش فرامی‌دهند. اگر تمام علما در طول تاریخ توطئه‌های دشمنان را گوشزد کرده و با آن به‌شدت مخالفت می‌کردند، یقینا اوضاع مسلمانان بهتر از این وضع کنونی بود و همین مساله حساس و حیات‌بخش بود که امام خمینی(ره) روی آن تاکید می‌کردند.
 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین