صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

خوشبختی نه یکباره مثل باران از آسمان نازل می‌شود، نه مثل یک لیوان آب خنک، جرعه‌جرعه نوشیده می‌شود. خوشبختی را باید تولید کرد، نه این‌که گوشه‌ای نشست و منتظر آمدنش ماند. تولید خوشبختی البته مهارت می‌خواهد و این‌که فقط بخواهی خوشبخت باشی برای خوشبخت شدن کفایت نمی‌کند.

برای خوشبخت بودن باید زحمت کشید، باید از بعضی چیزها چشم پوشید و برای ایجاد بعضی چیزها تلاش کرد. دنیا با همه پیچیدگی‌های غیرقابل فهم‌اش مجموعه‌ای ساده است.

الفبای زندگی را شاید بشود در چند جمله خلاصه کرد آن‌گاه که سعی دارد به ما یاد بدهد اگر دنبال عشق هستی، عاشق باش؛ اگر دنبال آرامشی، آرام باش؛ اگر دنبال شادی هستی، شاد باش؛ اگر دنبال اتفاقی جدید هستی، تغییر کن؛ اگر دنبال ماجرا هستی، ذهنت را باز کن؛ اگر دنبال موفقیت هستی، پرتلاش باش و اگر دنبال لذت هستی، مهربان باش.

محبت، شادی و آرامش؛ اگر این سه احساس در یک جمع وجود داشته باشد، بی‌شک همه حضار در آن ـ چه جمعی خانوادگی، چه کاری و چه دوستانه ـ احساس خوشبختی می‌کنند، اما رسیدن به این احساس به مهارت نیاز دارد که با تمرین کردن به دست می‌آید.

کسانی خوشبخت هستند که در زندگی به خوش‌اخلاقی، خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری باور دارند؛ همان آدم‌هایی که در سخت‌ترین شرایط نیز مهار خشم را در دست می‌گیرند و عصبانیت‌‌شان را کنترل می‌کنند یا وقتی عصبانیت را با چهره و اندامشان نشان می‌دهند، حرمت‌ها را نگه می‌دارند و مرزهای احترام را لگدمال نمی‌کنند.


همکاری، همفکری و هماهنگی نیز رمز خوشبخت زیستن است، بویژه با اعضای خانواده که چیزی از حلقه‌های یک زنجیر کم ندارند. خانواده‌ای خوشبخت است که هیچ‌کدام از اعضای آن با هم خودخواهانه حرف نزنند، رودرروی هم قرار نگیرند و به جای بحث و جدل، اهل مشورت‌های منطقی باشند.

آدم‌های خوشبخت هرگز بی‌اعتنا از کنار هم نمی‌گذرند و همیشه نسبت به هم احساس مسوولیت می‌کنند. آنها همیشه با هدف و برنامه‌ریزی پیش می‌روند و همیشه به هم اعتماد می‌کنند و هیچ‌گاه از اعتماد یکدیگر سوءاستفاده نمی‌کنند.

آنهایی که خوشبخت‌اند و حس خوشبختی را به دیگران منتقل می‌کنند، همیشه همراه هم هستند و هرگز در جمع‌های دوستانه و خانوادگی یا کارهای مربوط به خانه تنها ظاهر نمی‌شوند، چون آنها با هم بودن را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند.

آدم‌های خوشبخت معمولا از اوضاع شکایت نمی‌کنند و برای ناکامی‌هایشان دنبال مقصر نمی‌گردند، چون باور کرده‌اند برای تداوم خوشبختی باید همیشه طرحی نو داشت و افکار جدیدی را طراحی کرد.

زن و شوهرهایی که خوشبختی را زیر یک سقف تولید کرده‌اند به خاطر همدیگر نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند و در حالی که رفیق هم هستند، نه زندگی را به خاطر وجود فرزندان ادامه می‌دهند و نه به علت ترس از حرف مردم.

آدم‌های خوشبخت به یک راز ساده در زندگی پی برده‌اند؛ آنها فهمیده‌اند در این دنیای پرهیاهو خوشبخت کسی است که شب با لبخند و رضایت می‌خوابد و صبح با تبسم بیدار می‌شود و در طول روز به خاطر داشتن آینده‌ای بهتر و شادتر تلاش می‌کند.

نوشته شده در جمعه ۱٠ آذر ۱۳٩۱ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین