صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

داشتن اعتماد به نفس، گاهی به اندازه داشتن نفس ارزش حیاتی دارد. هر نفسی که فرو می‌رود، اگر اعتماد به نفس نباشد؛ ممکن است وقتی که برمی آید، مفرح ذات نباشد. آدمی که اعتماد به نفس نداشته باشد، خیلی نفس کشیدن برایش لذتبخش نیست. اسنادش هم موجود است.

به‌دست آوردن اعتماد به نفس، یک پروژه طولانی مدت است که آدمی به موازات کسب کمالات و مهارت‌های مختلف در زندگی، به آن می‌رسد.

اما بعضی وقت‌ها هست که بعضی‌ها فرصت کافی برای رسیدن به این چیزها را ندارند و می‌خواهند خیلی سریع السیر به آن دست یابند. معتقدند که در شتاب است عمر، بشتابیم.

باری؛ این دسته از افراد که عرض شد، دربه‌در، به‌دنبال راه‌های میانبر و احداث دوربرگردان برای رسیدن به اعتماد به نفس در عرض چند دقیقه می‌باشند که برای شناسایی آنها، بد نیست به چند فقره راهکار احتمالی که ممکن است ایشان با تمسک و تشبث به یک یا چند مورد از آنها بخواهند به اعتماد به نفس فوری و راحت الحلقوم برسند، به اجمال و اختصار اشاره می‌شود:

1ـ گنده‌گویی: طرف چند تا جمله کلاس بالا از نیچه و فروید و شکسپیر و پوشکین و..... امثالهم از بر می‌کند و آنها را ترجیع بند تکراری عرایض خود می‌سازد.

هرچند که عین همان معانی و مضامین مورد نظر او را پیشترها، امثال سعدی و حافظ و جامی و نظامی خودمان به زیباترین شکل ممکن ـ به شعرـ گفته باشند.


بچه‌های این دسته از افراد هم چون متوجه می‌شوند که باید حرف‌های گنده‌گنده زد، در جمع همبازی‌های خود مدام از زرافه و فیل و کرگدن و دایناسور و اختاپوس و مانند اینها سخن می‌گویند.

البته این افراد، بعضا خودشان هم از این طرز حرف زدنشان خنده‌شان هم می‌گیرد و مصداق «خودگویی و خودخندی» می‌شوند و با اعتماد به‌نفس، خطاب به شخص شخیص خودشان می‌گویند: «ای ول....عجب مرد هنرمندی!»

2ـ بالانشینی: هرجایی که وارد می‌شوند، بدون آن که منتظر تعارف دیگران بمانند، در جایی می‌نشینند که به‌اصطلاح، بالای مجلس باشد.

البته این قاعده شامل همگان نمی‌شود. بعضی‌ها خودشان هم بالای مجلس ننشینند، بقیه آنها را می‌برند بالای مجلس می‌نشانند و حتی هرجا که آنها بنشینند، همانجا می‌شود بالای مجلس اما از این قاعده، کسانی که برای رسیدن به اعتماد به نفس فوری عجله دارند، بخوبی سوءاستفاده می‌کنند.

شناسایی و تشخیص این افراد و تفکیک آنها از سایرین که این‌طور نیست بالانشینی آنها، مقداری سخت و نیازمند درک بالا و نه مدرک بالا می‌باشد.

مثلا یک موردش را صائب تبریزی شناسایی و معرفی کرده است و به خبرگزاری‌ها گفته است: «من از بیقدری خار سر دیوار دانستم‌/‌که ناکس کس نمی‌گردد از این بالانشینی‌ها.»

3ـ قرض گرفتن: بعضی‌ها هستند که از حیث داشتن انواع اعتماد به نفس، با وفور نعمت مواجهند. انگار که مقداری هم از چین آورده باشند. گوش شیطان کر، چشم نامبرده در، آن قدر در انبار وجودشان دارند که می‌توانند مقداری از آن را صادر کنند یا به دیگران قرض بدهند.

لهذا در مواقع ضروری و با رعایت احتیاطات لازم، شاید بتوان یک مقدار از اعتماد به نفس آنها را از ایشان قرض گرفت.

فقط باید مراقب بود که از بخش کاذب آن نبوده باشد که به درد نمی‌خورد. نه به درد دنیا، نه به درد آخرت. أیضاً به درد لای جرز دیوار!(به درد شما چطور؟...)

4ـ خالی بندی:عملیات استراتژیک خالی‌بندی، نقش بسیار زیادی در ساختن اعتماد به نفس فوری و ظهور عکس آن در عرض 17 دقیقه دارد.

منتهی این قضیه حساس است و اگر درست و حسابی و طبق استانداردهای بین‌المللی‌اش بسته نشود، با موفقیت مواجه نمی‌شود.

«خالی‌بندی و عالی‌بندی»، یک اصل ثابت لایتغیر است که باید رعایت شود. چه، خالی بندی، عین یک تفنگ خالی است. در آن واحد، دو نفر از آن می‌ترسند.

فلذا این، نحوه مدیریت شخص خالی بند است که می‌تواند پروژه را بخوبی جلو ببرد و ‌به عقب‌نشینی منجرنگردد. در عین حال، بیشتر خالی بندان به‌همدیگر توصیه می‌کنند که: «با احتیاط ببند که فردایی هم در کار است!». توصیه پایانی بنده نیز همین است.

نوشته شده در شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین