صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

در جهرم فارس پدر و مادرانی که خداوند بعد از سالیانی به آنها فرزندی عطا کرده‌است، نذر می‌کنند برای سلامتی فرزند‌شان «آش بی‌بی سه‌شنبه» بپزند. برای تهیه‌ی این آش چند روز به سه‌شنبه آخر ماه رمضان مانده، مادر طفل به در خانه‌ی دوستان و آشنایان می‌رود و «آجیل» آش (در فارس به حبوبات مخصوص آش ‌آجیل گویند) می‌گیرد
آجیل و مخلفات آش بی‌بی‌سه‌شنبه عبارت است از گندم، آرد، لوبیا، عدس، «ماشک» (ماش) برنج، روغن و نمک. خلاصه آنچه برای پختن آش لازم است، حتی هیزم و پول مورد نیاز، را جمع‌آوری می‌کنند و برای صاحب‌خانه‌هایی که به آنها فیض می‌دهند، خیر و برکت طلب می‌کنند. پس از جمع‌آوری ملزومات آش به خانه باز می‌‌گردند و منتظر سه‌شنبه آخر ماه رمضان می‌شوند


سه‌شنبه‌ی آخر ماه رمضان چند نفر از پیرمردان و زنان سالخورده از دوستان و آشنایان صاحب نذر جمع‌می‌شوند و از روضه‌خوانی هم دعوت می‌کنند تا در مراسم پختن آش بی‌بی‌سه‌شنبه سر فلان کوچه شرکت کند. وقتی همه جمع‌شدند یکی از پیرمردان که از همه مسن‌تر است، دیگ بزرگی را روی آتش می‌گذارد و چند زن مشغول آش پختن می‌شوند. روضه‌خوان هم روی یک صندلی که از قبل برای او تهیه دیده‌اند می‌نشیند و شروع می‌کند به روضه‌خواندن. آخر سر هم از پولی که جمع کرده‌اند حق روضه‌خوان را می‌دهند.
این مراسم باید سر یک چهار کوچه انجام گیرد زیرا معتقدند اگر آش سر چهار کوچه [؟] پخته شود، قضا و بلا از آن کوچه‌ها دور می‌شود. دختران دم‌بخت هم موقع را مناسب دیده؛ لباس نو می‌پوشند و با «اسُمّ» (کفگیر مسی سوراخ‌دار) آش را به هم می‌زنند تا بخت‌شان باز شود. بعد از آن‌که آش پخت؛ توی پیاله می‌کشند و به خانه‌ی آشنایان و همسایگان می‌فرستند.جهرمیها عقیده دارند با خیرات این آش قضا و بلا از فرزندشان دور می‌شود

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین