صادقی نقدعلی

گامی کوچک در راستای همدلی

نقل است که یکی از افراد این طایفه به نام آقا بابا در جویم در حال خرید گندم بوده؛ فرد دیگری می گوید آقابابا می گویند درد آمده، مردم را می کشد آقا بابا می گوید : بگذار مردم را بکشد شاید گندم ارزان شد . آقا بابا گندمش را بار شترش می کند و به سوی منزل حرکت می کند. فاصله جویم تا منزل ایشان حدود 5 کیلومتر بیشتر نبوده . آقا بابا تا به منزل می رسد هنوز بار گندم را از شتر پایین نیاورده بوده. همان درد معروف یقه اش را می گیرد و فوراً جانش را می ستاند .

این درد در سال 1336 یا 1337 هجری قمری عارض شده و به سال دردی معروف است. شعری در رابطه با همین واقعه توسط یکی از کسانی که خودش آن را درک کرده سروده شده :

به سال الف سیصدو سی و هفت                      بلا نازل شد و خلق از میان رفت

فقیرا ناله از دوران چه داریم                           به دنیا هر چه آمد بایدش رفت

این شعر منسوب به ملا خیر اله علی مرادی است .

اگراین شعر را سند بدانیم که احتمالاً هم با واقعیت مطابقت دارد درد، در سال 1337 هجری قمری (1297 هجری شمسی)واقع شده است .اکنون سال 1429 هجری قمری می باشد بنابراین 92سال هجری قمری از آن واقعه می گذرد.کسانی در آن سال متولد شده اند اکنون 92 سال به سال هجری قمری دارند. (89 سال به سال هجری شمسی دارند)

در ساختار اجتماعی زندگی عشایری و طایفه ای نظام اجتماعی طایفه حل اختلافات، دعوای و رتق و فتق امور به عهده کلانتر بوده.


حتی ازدواج ها هم طبق نظر کلانتر یا خان ایل صورت می گرفته. تمام افراد طایفه فرامین کلانتر یا خان طایفه را اطاعت می کردند. کلانتر یا خان هم تمام تلاش خود را برای حفظ طایفه اش یا ایلش بکار می گرفته . اتحاد و عصبیت طایفه ای به شدت رواج داشته است . هرطایفه می کوشیده زیر بار طایفه دیگر نرود واز طایفه دیکر کم نیاورد. نظام کلانتری یک نظام رسمی و قانونی بود که زیر نظر ایلخانی یا حکومت (انتظارات عشایر) که از طرف دولت تعیین می شده، فعالیت  می کردند و از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بودند . اختیارات کلانتر طایفه آن زمان مانند قدرت یک فرماندار نسبت به سایر ادارات و ارگانها و اصناف مختلف این زمان بوده ، با کارآیی و عمل گرایی بیشتر از یک فرماندار ، در نظام اجتماعی طایفه ای کلانتر هم بجای قاضی دادگاه ، هم بجای وکیل طرفین دعوا، هم به عنوان قانون گذار و هم به جای رئیس کلانتری ایفای نقش
می کرده ، بعضی از این کلانترها و خان ها اجحاف هم می کردند .طایفه نقدعلی هم یکی از طوایفی بوده که دارای نظام اجتماعی و نظام کلانتر مداری بوده کلانترهای آنها عبارت بودند از :

حاج تقی – غلامرضا - آقا میرزا-علی نقی – زیاد خان – امیر آقا که آخرین کلانتر رسمی این طایفه بوده است . از بین این کلانترها آقا میرزا معروفتر بوده و نقش برجسته تری داشته . حاج تقی مدتی کلانتر بوده اما معلوم نیست که قبل از غلامرضا بوده یا بعد از غلامرضا . این طایفه یک شاعر معروف داشته به نام حسینعلی صداقت فرزند قربانعلی ،صداقت فردی باسواد بود، سواد را نزد پدرش آموخته بود حقیر در سنین نوجوانی زیاد با صداقت ،هم صحبت شدیم یکی به دلیل اینکه مدت زیادی همسایه بودیم و هم اینکه بعد از همسایگی زیاد به منزل مرحوم پدرم می آمد. گاهی اوقات با هم بیرون می رفتیم و با هم سنگ وسردار بازی می کردیم. مرحوم صداقت خیلی به من علاقه داشت، قصه ها ، داستانها ، خاطره ها و حکایت های خوبی برایم تعریف می کرد. اطلاعات مفیدی از گذشته ها برای ما بیان می کرد ، تا حد زیادی با خصوصیات اخلاقی ، رفتار اجتماعی و فردی و شیوه زندگی ایشان آشنا شدم .

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط رسول| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین